تبلیغات
پندار نامه - کودکانه ی مادرم
 
درباره وبلاگ


کلیه نوشته ها و اشعار این وبلاگ به قلم «شکوفه» نگاشته شده است.

خواهشمندیم به رسم انسانی از کپی کردن مطالب بپرهیزید.

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.

مدیر وبلاگ : شکوفه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از پندارنامه راضی هستید؟





آیا از پندارنامه راضی هستید؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پندار نامه




دلم برای مادرم تنگ شده، می سوزد. آن چنان دلم کوچک شده است که حتی خاطره ی دست های کوچک مادر هم در آن جا نمی شود، اشک می شود و می ریزد.

دست های مادرم از دست های من هم کوچکتر است. از وقتی بچه بودم این را می دانستم. از همان روزهایی که معنای زندگی روی پای مادر نشستن بود. روزهایی که گذاشتن دست های کوچک کودک روی دست های مادر، خودش یک بازی بود.

مادر برای من همیشه کوچک بوده است. مادر من کوچولوترین مادر دنیاست. نه از حیث قامت که از بعد روح. همیشه حس می کردم که باید مواظبش باشم.

من باید مراقبت باشم، مامان.

من پاسبان لبخندت بودم، مامان.

همیشه حواسم بوده که در دعواهایتان جانب تو را بگیرم. آخر این تمام وظیفه ی من بود. این دلیل به دنیا آمدنم بود.

من به دنیا آمده ام که تو را بخندانم مامان.

به دنیا آمده ام که به پای گریه هایت اشک بریزم. به دنیا آمده ام که به خاطر تو دشمن بابا شوم. مامان من به دنیا آمده ام تا برای تو بمیرم. باور کن اگر بد باشی و زودتر از من بمیری یک شبه هم سن مادربزرگت خواهم شد. به جوانی ام رحم کن مامان، پیرم نکن!

دلم برایت هفتاد تکه شده است. بغضم راه گلویم را بسته، دلم برایت تنگ شده، می سوزد.





نوع مطلب : مامان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 24 خرداد 1391 :: نویسنده : شکوفه
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر