تبلیغات
پندار نامه - جذام
 
درباره وبلاگ


کلیه نوشته ها و اشعار این وبلاگ به قلم «شکوفه» نگاشته شده است.

خواهشمندیم به رسم انسانی از کپی کردن مطالب بپرهیزید.

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.

مدیر وبلاگ : شکوفه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از پندارنامه راضی هستید؟





آیا از پندارنامه راضی هستید؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پندار نامه





زندگی یک دور باطل، همچو تاول در جذام

می کِشد جُنبندگان را با وَلَع در خود به کام

 

هرکه می خواهد که باشد دور از رسم زمان

یا به دارش می کِشند یا می دَرَندَش این و آن

 

آخرِ آغازها ، آغازِ اول دَر پِی است

زندگی تکرار کِشدارِ تبی طولانی است

 

زندگی، کارگردان کثیفی ست که بازیگر آن

می شود مُنتخبِ درد به تصمیم زمان

 

من که در دل شور بازی داشتم

سیر گشتم از هنر، کاش در سر شوردیگرداشتم

 

غصه ها دارم به دل از روزگار

قصه ها از سَر گذشته، بی شمار

 

پینه های  تازیانه بر من است

نِی خبر از آشیانه، نِی خبر از مَرهَم است

 

سیر گشته یار من از جان من

او که روزی  می نِشست  بر راه من

 

بی تفاوت لقمه ها را می جَوَد

حوریانِ ماهوَش را او به بِستَر می بَرَد

 

من شدم مسموم از خون کثیف مردمان

می بَرَندَت بَر دَهان هاشان تو را  خنده کُنان

 

روحِ حساست به دندان می کِشند

خون گرمت را چو مِی سَر می کِشند

 

مست از این قهرمانی، همچو اَستر سَرکِشند

این زمین را به کثافت می کِشند

 

خَشم دارم در وجودم، از تو هم بیزارم

تو که یکباره شدی دلدارم

 

من غرورم را زمین بُردم برایت همچو فَرش

تو مرا، کردی لَگدمالَت چو رَخش

 

سیر گشتم از زمین و از زمان

تو برو با هرکه می خواهی بمان

 

در خیالت فکر کن، که کسی جز تو ندارد احساس

با همه بازی کن بشو معتاد همین یک وَسواس

 

آری، آری، کسی جز تو ندارد منطق

همه را زَجر بِده، بِشو آیینه ی دِق

 

 در خیالت فکر کن ،از همه بالاتری

تو فقط می فهمی، از همه داناتری

 

من که دیوانه بمانم، بهتر است

با تو یا چون تو نباشم بهتر است

 

تو به کیشَت راه خود رو من به آیینِ خودم

تو به دنیا تن بده من هم به دلدار خودم

 

و به خاطر بِسِپار که کبوتربا کبوتر می کند راز و نیاز

لیک دنبال شکار، باز با باز شود هم پرواز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 1 مهر 1393 :: نویسنده : شکوفه
نظرات ()
جمعه 17 شهریور 1396 07:39 ق.ظ
Great delivery. Solid arguments. Keep up the good effort.
یکشنبه 4 مرداد 1394 09:55 ق.ظ
سلام وبتون عالیه اگر با تبادل لینک موافق بودین بی خبرم نذارین!
سه شنبه 1 مهر 1393 03:09 ب.ظ
سلام عزیز دلم. احسنت. چه زیبا به توصیف جهان و مردمانش، سروده ای دیگر آفریده ای.
آنچه گفتی حرف دل من هم هست. خوشا بحالت که میتوانی افکار و تجربیات و دریافتت از روزگار را اینچنین تصویر کنی.
من با تو هم بندم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر