تبلیغات
پندار نامه - دیر خصلت این روز های من است
 
درباره وبلاگ


کلیه نوشته ها و اشعار این وبلاگ به قلم «شکوفه» نگاشته شده است.

خواهشمندیم به رسم انسانی از کپی کردن مطالب بپرهیزید.

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.

مدیر وبلاگ : شکوفه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از پندارنامه راضی هستید؟





آیا از پندارنامه راضی هستید؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پندار نامه






وقتی پشیمانی یعنی دیر شده است. یعنی دچار بعد چهارم شده ای. بعدی که از درد بی درمان بدتر است. مسیر رفته را می توان باز گشت حتی اگر آن سوی دنیا باشد. اما از زمان نمی شود عبور کرد. نمی توان گذشت.

این روزها من در بعد چهارمم دست و پا می زنم.حاصل همه ی عمر من اکنون یک آه است.

همه ی عمر می شتافتم که از قافله جا نمانم.حالا نه به قافله رسیده ام و نه مبداء ام را پیدا می کنم. من هیچ شده ام و از همه چیز فاصله گرفته ام. میان زمین و هوا هستم. جا مانده ام.

اگر به گذشته بازگردم دیگر دنبال هیچ قافله ای راه نخواهم افتاد. خودم را مسخره نخواهم کرد. از همان ابتدا سر جای خودم می مانم و به همه ی دنیا می خندم.

غصه ام این است که چرا همه چیز را جدی گرفتم. درد من شمع وجودم است که به هیچ قیمتی آب شد. مفت این دنیا گران است. حیف من.

کوه قاف زیر پای من است. همه ی دنیا از من جا مانده.حال این روزهای من خیلی خوش است. وقتی هیچ چیز برای از دست دادن نداری همه ی دنیا جلویت کم می آورد.

به  ریش این زندگی می خندم که در یک سیرک بزرگ به وسعت دنیا نقش های جدی به خودش می گیرد. رنگ به رنگ می شود، بزک دوزک میکند و جلوی تماشاچیان ژست های احمقانه می گیرد. مزخرف است. حافظه ی هیچ دوربینی گنجایش ثبت حقیقتش را ندارد و رفیق چاپلوسش تاریخ، بد جوری دروغگو، جاعل و حیف نان از آب درآمده.

از ازل تا ابد هرگز حقیقتی جاودانه نمانده است. تنها دروغ: این دلفریب دوست داشتنی ماندگار است. یادتان باشد که لکه ی ننگ است که هرگز پاک نمی شود و خون است که هیچگاه شسته نمی شود. هر زلالی جاری و گذراست. در زمان حرکت می کند، زندگی می کند و بالاخره محو خواهد شد.





نوع مطلب : روز نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 12 آذر 1391 :: نویسنده : شکوفه
نظرات ()
شنبه 2 دی 1391 12:11 ق.ظ
( به نام طبیعت )

قطره باران !… بلور برف شده !…

آمد و آرام … کنارم جا گرفت …

روی بام و … زیر پایم … در طبیعت پهن شد …

همچو مروارید و … پولک … رو سفید …

ذره ذره … اندک اندک …

جذب کوه و … دشت شد …

لحظه ای آرام نگاه کن کوه را … قله های پر غرور و …

پر شده رویش کریستال سفید … برف ها …

پس چرا ؟ … دشت و نبینیم با غرور … برف ها …

راز دشت در زیر برف … راز غذا بود …

در طبیعت کار فردای همه آغاز کرده !…

همین کار خلقت … ببینیم با درایت …

نگیم !… خوابند گیاهان طبیعت !…

صدای آخرین رنگ های پاییز !…

کشید رنگ سفیدی … روی کاج ها …

خوشا آرامش و … دانه برف ها …

ادامه .... در وب ...

سلام ...

اولین روز زمستانی ... را با آرامش برف ها شروع کردیم ...

روزهایت گرم ... و با آرامش باشد مهربان ...
شکوفه سلام. زمستان مبارک. از حضورتان متشکرم.
پنجشنبه 23 آذر 1391 09:42 ب.ظ
سلام اشعارودلنوشته های زیبایی دراین وبلاگ وزین ملاحظه کردم - دست شمادردنکندعالیست
شکوفه درود بر شما. ازتون ممنونم. در پناه خدا باشید.
پنجشنبه 16 آذر 1391 03:01 ب.ظ
خیلی ممنونم که به من سرزدین،
ببخشید دیر اومدم
شکوفه من هم از شما متشکرم.
پنجشنبه 16 آذر 1391 02:59 ب.ظ
واقعا دنیا ارزش غم وغصه نداره
خیلی دلنشین هستن نوشته هاتون
شکوفه ممنون.
یکشنبه 12 آذر 1391 05:51 ب.ظ
سلام شکوفه خانوم خوبین.شاید برا همه پشیمانی باشه و پشیمانی اتفاق بیفته.ولی مطمین باشه بعضی وقتها بعضی ها اصلا پشیمون نمیشن تازه به ابعضی کارهاشونم افتخار میکنن.چرا؟کدوم کار؟معلومه دیگهخلقت شکوفه خانوم باعث افتخار خاق و مخلوقه.
شکوفه سلام. من خوبم. شما چطورید؟ مرسی. واقعا ممنون. به من لطف دارید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر