تبلیغات
پندار نامه - من و تو و فرشته
 
درباره وبلاگ


کلیه نوشته ها و اشعار این وبلاگ به قلم «شکوفه» نگاشته شده است.

خواهشمندیم به رسم انسانی از کپی کردن مطالب بپرهیزید.

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.

مدیر وبلاگ : شکوفه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از پندارنامه راضی هستید؟





آیا از پندارنامه راضی هستید؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پندار نامه




امروز که فرشته منو از خواب بیدار کرد دلم می خواست پر بکشم و برم یه جای دور.

دلم می خواست منم بال درآرم و بیام پیش تو و بیدارت کنم.

آخه نمی دونی چه حسی داره وقتی فرشته آدمو بیدارمی کنه.

آروم در گوشم کلمه ای رو گفت که قبلا هرگز نشنیده بودم. اون موقع کاملا فهمیدم چی میگه ولی وقتی بیدار شدم حتی یادم نمی اومد چی شنیدم.

صدای بال فرشته صدای سکوته و نورش تاریک و روشن صبحه.

فرشته هر روز با منه و از من مراقبت می کنه.

هرکسی فرشته ای داره که همیشه همراه و مراقبشه. اما من فرشته ی تو رو دوست ندارم. چون اصلا مراقب تو نیست.

می خوام من فرشته ی تو باشم.

می خوام به جای صدای پاشنه های کفشم صدای قشنگ بالامو بشنوی.

می خوام به زبونی که هیچ کس بلد نیست با من حرف بزنی. می خوام مراقبت باشم.

فرشته زخم سکوت می خوره ولی من فریاد می زنم. مرهم فرشته خداست و فرشته مرهم منه. بگذار مرهمت باشم.

فرشته با بالاش راه میره مثل تو. ولی راه رفتن من همیشه صدای پاشنه ی کفش می ده.

راستی تو با فرشته ی من چه نسبتی داری؟





نوع مطلب : روز نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 22 مهر 1391 :: نویسنده : شکوفه
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر