تبلیغات
پندار نامه - احساساتم پر کشیده، بر بام دیگری نشسته است. آه از آن لحظه ای که در های قفست بی هوا باز ماند...
 
درباره وبلاگ


کلیه نوشته ها و اشعار این وبلاگ به قلم «شکوفه» نگاشته شده است.

خواهشمندیم به رسم انسانی از کپی کردن مطالب بپرهیزید.

در صورت استفاده از مطالب وبلاگ، ذکر نام نویسنده یا سراینده و آدرس وبلاگ الزامی است.

مدیر وبلاگ : شکوفه
نویسندگان
نظرسنجی
آیا از پندارنامه راضی هستید؟





آیا از پندارنامه راضی هستید؟





جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پندار نامه




لانه ام را بر هوای دلت که چه بی هوا پر کشید ساخته بودم. تا خواستم برای دلت نغمه ای ساز کنم، نغمه، خود عزیز دلت شده بود. لانه را باید روی سنگ بنا کرد. خاک دل را اعتباری نیست.

قناری از راز سر به مهر پروانه چه خبر دارد که عشق سوختنی است نه گفتنی.

تو خود پندار عاشقانه ی من باش که عشق من از پندارش کمرنگ تر است. تا یادم است در توهم زیسته ام و توهم تو سر پناه این شب های من شده است.

پرواز، غفلت پا از پر است. زنهار از روزی که حقیقت تو از کیفیت رویاهایم غافل شود. آن روز خواهم گریست بر راه رفتن روی زمین تو که صد شرف دارد بر بال زدن در آسمان بی ستاره ی غریبه ها.

این روزها در میان این بام ها صدای سوتی پیچیده که غریبه است اما خواستنی ست. دانه پاشی کفتربازها ادامه دارد. دل خود را به قفس سینه می کوبد و من چشم دوخته ام به درهای قفسی که تو بی هوا باز گذاشته ای.

مردمک های چشم من تنگ می شود. پلک های خاطره یکباره هم می رود. یک پای عاطفه می لنگد و به چشم بر هم زدنی همه چیز را به یک لحظه لرزش دل خواهم باخت.

تو در سهل انگاری بی نظیری. هیچ کس به اندازه ی تو مرگ و زندگی خاطره ها را به بازی نگرفت. هیچ کس اینگونه عشق را ساده و ابتدایی نکرد. عشق تو غار نشین و نو سنگی ست. تو در عصر یخبندان هم می توانستی به همین شکل عاشقی کنی. تمدن، زبان، هنر و تزیینات در عشق تو نقشی ندارند. عشق تو یک عشق اصیل و بی پیرایه است. بدویست.

دست های تو که باید در میان دست هایم چفت می شدند غفلت کرده، پای رفتن از من نگرفتند. چشمم را به هر سوسویی خیره می کرد تاریکی شب های تو. عاقبت، سکوت مرگبارت صدای هر غریبه ای را برایم از ناقوس کلیسا مقدس تر ساخت.

ای ازل ابدی ام. تو در نظر گرفته شدی تا مرا شاد کنی. آفریده شدی که  پاره ی تنم باشی. ماموریت غیر ممکن تو خوشبختی من بود. و استیصال مداومت در درک من از تو بینوایی دوست داشتنی ساخته است.

ترانه ترانه، دل با دل، حرف بی حرف، سکوت به سکوت و چشم در چشم در قیامتت سهیم می شوم، با هم محشور خواهیم شد.





نوع مطلب : عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 30 آبان 1391 :: نویسنده : شکوفه
نظرات ()
شنبه 4 آذر 1391 10:41 ق.ظ
پرواز، غفلت پا از پر است. زنهار از روزی که حقیقت تو از کیفیت رویاهایم غافل شود. آن روز خواهم گریست بر راه رفتن روی زمین تو که صد شرف دارد بر بال زدن در آسمان بی ستاره ی غریبه ها.
ترانه ترانه، دل با دل، حرف بی حرف، سکوت به سکوت و چشم در چشم در قیامتت سهیم می شوم، با هم محشور خواهیم شد.

سلام شکوفه عزیز. چه جملاتی زیباتر از این سطور می تواند تصویرگر عشق بلورین تو باشد؟! تو همیشه از همه سر بوده ای. موفق باشی آن قدر که در وصف نگنجد.
شکوفه سلام. لطف داری عزیز.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر